تبليغاتX
هنگامه دل
هنگامه دل
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی 
قالب وبلاگ

شاید بارزترین ویژگی زنان و مردان موفق این باشد که همگی «اهل عمل» هستند. آنها عجله دارند کارهای کلیدی را هرچه زودتر تمام کنند.

انسانهای کارآمد که بهره وری بالایی هم دارند ابتدا زمانی را صرف برنامه ریزی و تعیین             اولویت ها می کنند. سپس برای رسیدن به هدف نهاییشان با سرعت و توان تمام کار را شروع می کنند.

آنها مرتب، بدون تعجیل و بی وقفه کار می کنند و در نتیجه، در همان مدتی که افراد معمولی

مشغول معاشرت با دیگران، اتلاف وقت و یا انجام کارهای کم اهمیت هستند،

آنها بسیاری از کارهای اصلی خود را به اتمام می رسانند.

دوستان خوبم تصمیم با خود شماست پس دست به کار شوید.

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 16:13 ] [ کمال ] [ ]

سخنـان بـزرگان جـهان در مورد "موفـقیـت"

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در اینجا جمله هایی از شخصیت های مختلف درباره "موفقیت" تقدیم شما دوستان می شود؛ تا بدانید و باخبر باشید که دیگران درباره مفهوم موفقیت، چه گفته اند و چه نظراتی دارند. این شما و این هم جمله هایی درباره موفقیت. امیدواریم همیشه موفق باشید؛ در این روز و هفته ای که شروع کرده اید.

از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.
شکسپیر

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری.
جان ماکسول

میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد.
اریسون سووت ماردن


ادامه مطلب جواب سوالات شماست نظر یادت نره استاد


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:51 ] [ کمال ] [ ]


1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌كنند كه دیگران آنها را نمی‌بینند.

2. از مشكلات درس می‌گیرند، در حالی كه دیگران فقط مشكلات را می‌بینند.


3. روی راه‌حل‌ها تمركز می‌كنند.


ادامه مطلب رو بخونید نظر هم در خدمتیم


ادامه مطلب
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:16 ] [ کمال ] [ ]

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

سعدی

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

فرمای خدمتی که برآید ز دست ما

برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک

هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما

با چون خودی درافکن اگر پنجه می‌کنی

ما خود شکسته‌ایم چه باشد شکست ما

جرمی نکرده‌ام که عقوبت کند ولیک

مردم به شرع می‌نکشد ترک مست ما

شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد

باشد که توبه‌ای بکند بت پرست ما

سعدی نگفتمت که به سرو بلند او

مشکل توان رسید به بالای پست ما

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 19:33 ] [ کمال ] [ ]

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن به از آن که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گقتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ماکجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده

نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی                                

                                                      «سعـــــــــــــــدی»

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 20:1 ] [ کمال ] [ ]

تو زهرایی، تو زهرایی !

 

چه گویم درمقام تو، تو ای روح اهورایی

تو نور چشم خورشیدی، تو زهرایی، تو زهرایی !

بهار سبز توحیدی، شمیم یاس امیدی

شب ما را تو خورشیدی، بشیرِ صبح فردایی

بقیه در ادامه...مطلب

http://www.afarinesh19.blogfa.com/


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 0:39 ] [ کمال ] [ ]


دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند،در کنار سایر خدمه پرواز

به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی سفید 

دردست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد. زمانی که دو

خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر

کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و

خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران 

خواستند کمربندهای خود را ببندند…

در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و

همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط 

یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.

اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم

سرعت گرفت.

هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به

سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.

هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده

بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.

اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به

حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.

در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :

باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می

کنن

و اون وقت کار همه مون تمومه





[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 10:58 ] [ کمال ] [ ]

[ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 0:26 ] [ کمال ] [ ]

بـه روز غـمـزه ی جـانـان، به نـوروز و خُـمِ رضـوان ...

خـدایـا جـان بخـواهـم مـن، رسانـد بر در جـانـان

به هـر انـدوه خـود، پـیـمانِ نو کـردم که پیش آمد ...

بـدون یـاری اش افسـوس من بـشکستـه ام پیمان

در ایـن نـوروز، بـهروزی خـدایا از تـو خـواهـم مـن ...

که در تـقـدیر خـود راهـی بـرای تـوبـه و درمـان

شنیدم میـهمانی می دهی بر بندگانت این شب زیبا ...

که چون من بنده ای را هم پذیرا باش یک مـهمان

بـسی از جـام نـوروزت کـنم لب تر کـه سر مـستی ...

به انـدوهـی که مـن دارم، شفـای دل بود هم جان

بـه خـوابی در شـدم دیـشـب که یـاران مبتلا دیدم ...

بـه عـشقـی راه بگـشـودی به رویـاهای بـی پایان

به آن کـس مـن امـیدم بـود، او با صـوت زیبـایـش ...

کـه از وابـسـتگی گـفت و شتـابـان شد پی بـاران

نخشـکد چـشـمـه ی جـوشـان شـعـر تو ای شاهد ...

که سلطانی کنی همچون شهی در عرصه و میدان

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 16:53 ] [ کمال ] [ ]

مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان

  مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست


مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید...


ادامه مطلب.... خیلی جالبه


ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 16:38 ] [ کمال ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام و عرض ادب
خوش اومدید دوستان
اینجا مکانی برای ادب دوستان
و جایی برای بیان احساسات
و همچنین محلی برای ثبت خاطرات
و ارائه گزارش و... انتخاب کردیم
هر کی حرفی داره حدیثی داره
بیاد بگه اما زیر بار ظلم نره
شاعر میگه:
احساس عجز در بر ظالم روا مدار
اشک کباب موجب طغیان آتش است
منتظریم دوستان


نويسندگان
لینک دوستان